موانع موفقیت و پیشرفت | بررسی کامل و شناسایی عوامل و موانع پیشرفت
موانع موفقیت افراد در زندگی
موانع موفقیت و پیشرفت از جمله موانعی هستند که افراد با تکیه بر آنها اجازه نمی دهند به اهداف خود برسند اما چرا می گوییم افراد به این موانع تکیه می دهند؟ در کل می توان این موانع را بهانهها و عذرتراشی هایی دانست که فرد برای اینکه از ناحیه امن خود خارج نشود از آنها استفاده می کند و اهمال کاری های خود را با این گونه بهانه ها توجیه می کند. بیشتر موانع موفقیت افراد همان بهانه هایی هستند که ما در این مقاله در وب سایت انگیزشی و موفقیت بازتاب باور به بررسی آنها پرداخته و مهمترین و پرتکرارترین بهانه هایی که موانع موفقیت هستند را شناسایی کنیم.
فهرست مطالب
Toggle
چرا افراد ناموفق دنبال بهانه هستند؟
حال این سؤال پیش می آید زمانی که می دانند بهانه ها یکی از دلایل و موانع موفقیت هستند پس چرا برخی افراد دنبال این نوع عذر و بهانه ها هستند؟ همه ما در ذهن خود یک ناحیه امن داریم که به تحت هیچ شرایطی دوست نداریم از آن خارج شویم. ناحیه امن هر فرد به شرایط و مکان فعلی فرد گفته می شود که تصمیم برای خروج از آن ناحیه باعث می شود زنگ خطر مغز به صدا درآمده و به وی هشدار دهد که در حال خروج از منطقه امن می باشد. اصولاً مغز برای حفظ بقا این زنگ خطر را به صدا در می آورد و با بهانه ها و عذر تراشی ها فرد را مجاب می کند که به حرفها و پیشنهاد های او که نتیجه اش ماندن در ناحیه امن می باشد، گوش دهد.
اصولاً مغز به همین که هست راضی است و دوست ندارد فرد از آن منطقه امن خارج شود. به این ناحیه امن دایره راحتی(اصلاح روانشناسی Comfort Zone ) نیز گفته می شود چون در این دایره فرد احساس امنیت و آرامش می کند و خروج از آن را برابر با چالش ها و مشکلات جدید می داند. به جرأت می توان عدم تمایل برای خروج از دایره راحتی و ناحیه امن مهمترین موانع موفقیت و پیشرفت در اشخاص می باشد. زیرا قرارگیری در این ناحیه باعث می شود استرس و اضطراب در پایین ترین درجه خود قرار گیرد پس می توان گفت که اگر می خواهید کاری را انجام دهید یا در راستای اهداف خود می خواهید قدم بردارید اگر مقداری استرس و اضطراب را تجربه کردید در واقع دارید کم کم از مرکز آن دایره خارج می شوید.

این بهانه ها و عذرهایی که افراد می آورند دقیقاً برای این است که تمایل ندارند از این دایره راحتی و ناحیه امن خارج شوند و مغز نیز که بهشدت ناحیه امن را دوست دارد (پیشتر گفتیم که مغز برای اینکه به فرد آسیبی نرسد و جهت بقا و ادامه زندگی دوست دارد که افراد در این ناحیه بمانند چون مغز به دنبل امنیت و آرامش است) و چون خارج از آن فرد باید اضطراب و استرس را تجربه کرده و با چالش های جدید دست و پنجه نرم کند پس افراد یک سری بهانه را برای توجیه این سکون و عدم حرکت به سوی اهداف می آورند و همین بهانه ها مهمترین عامل و موانع موفقیت می باشند.
چه عواملی باعث می شوند این بهانه ها موانع پیشرفت شوند؟
حال که با بررسی اصولی و علمی به این سؤال پاسخ دادیم که چرا افراد ناموفق دنبال بهانه هستند؟ اکنون نوبت به آن رسیده است که بدانیم این بهانه ها چگونه موانع پیشرفت می شوند و توجیهات و دلایلی که مغز برای انسان می آورد تا او را قانع کند چه دلایلی هستند؟ همانطور که پیش تر گفتیم مغز خروج از ناحیه امن را جهت حفظ امنیت و آرامش فرد راه درستی نمی داند پس دست به ارائه پیشنهادات جایگزین و یا دلایلی می شود که فرد را قانع کند که دست به اقدام نزد. می خواهیم به چند دلیل که مغز ارائه می کند اشاره کنیم.
- ترس از شکستترس از شکست پررنگترین و بزرگ ترین دلیلی است که مغز می تواند برای قانع کردن فرد برای وی ارائه دهد . ما قبلاً در یک مقاله با عنوان ترس از شکست چگونه ترس از شکست را از بین ببریم؟ به بررسی کامل این موضوع پرداخته ایم. اما بدانید مهمترین دلیل مغز ترساندن فرد با نتایج شکست و ترس از شکست می باشد. ذهن تا این جد در این باره خوب عمل می کند که فرد را وادار می کند به این نتیجه برسد که او که شکست خواهد خورد پس وقتی می داند نهایت این کار شکست است اصلاً کار را شروع نکند. ترس از شکست و عوامل و نتایجی که حاصل از شکست است باعث می شود که فرد سریعاً دنبال بهانه بگردد تا خود را قانع کند که دلیل عدم حرکت برای رسیدن به هدف این بهانه هایی است که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت است.
- ترس از موفقیتترس از موفقیت یکی دیگر از موانع موفقیت و موانع پیشرفت انسان می باشد. شاید بگویید ترس از موفقیت چگونه ترسی است؟ مگر موفقیت ترس دارد؟ در جواب باید گفت بله. برای نگه داشتن افراد در منطقه امن ترس از موفقیت یکی از بهترین دلایلی است که فرد را به سکون وا می دارد. ذهن با این دلایل که اگر موفق شوید دیگر نمی توانید با دوستان خود به بیرون بروید دیگر وقت و زمان آن را ندارید که به تفریحات خود بپردازید دیگر آنقدر سرگرم کار هستید که نمی توانید به کارهای دیگر خود برسید و… این دلایلی است که برای ترس از موفقیت ذهن ارائه می دهد.
دو مورد فوق از جمله صدها مثال هایی بود که مغز برای عدم خروج افراد از ناحیه امن ارائه می دهند و اشخاص نیز قبول می کنند بنا به شرایط و اهدافشان بهتر است فعلاً دست به اقدام نزنند و اندکی صبر کنند تا شرایط کمی بهتر شود. غافل از آنکه آنها موانع موفقیت و پیشرفت را بیشتر برای خود محکم می کنند و تا زمانی که مغز افراد را قانع کند و با بهانه هایی که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد موفق شود مانع حرکت افراد شود، فرد اعتماد به نفس خود را بیشتر از دست داده و باور می کند دیگر او برای این کار ساخته نشده است یا اینکه او را به فردی اهمال کار و رویاپرداز تبدیل کرده که فقط در رویاهای خود به خواسته هایش می رسد. در این رابطه نیز در یک مقاله با عنوان تفاوت هدف با آرزو چیست؟ راهنمای عملی تبدیل آرزوها به اهداف کامل فرق بین آرزو با هدف را ذکر کرده و به بررسی آن پرداخته ایم.
عذر و بهانه های افراد ناموفق که موانع موفقیت هستند
در این بخش نوبت به آن رسیده است که مهمترین و عمومی ترین بهانه هایی که افراد برای اینکه توجیه و دلیلی برای قانع کردن خود و دیگران بیاورند تا در راستای تحقق اهداف و خواسته های خود قدمی برندارند بپردازیم. بیشتر این بهانه ها برای قانع کردن خود به کار می برند اما بعضی اوقات چنان به واکاوی و بررسی و توضیح این بهانه ها برای دیگران می پردازند که دیگران حق را به وی می دهند. اجازه دهید با هم به مهمترین آنها بپردازیم.

- اگر من هم پارتی و آشنا داشتم الآن بهترین شغل را داشتم.اصولاً این بهانه را بیشتر جوانان جویای کار می آورند که لازمه موفقیت و کسب یک شغل خوب و قانع کننده حتما وجود یک آشنا یا بهاصطلاح همان پارتی است پس این بهانه خوبی برای توجیه سکون آنهاست و چون آشنایی ندارند که برای آنها کاری کند پس عملاً نمی توانند هیچ کاری انجام دهند.
- مقصر اصلی زندگی الآن من خانواده بهخصوص پدرم است.این جمله برای همه ما آشناست. یادی کنیم از جمله بیل گیتس که گفت اگر فقیر به دنیا آمده اید مقصر شما نیستید اما اگر فقیر از دنیا بروید مقصر شمایید. این را بدانید خانواده با باورهایی که داشتند به زعم خود بهترین و بینقصترین شیوه برای تربیت شما به کار برده اند، شمایی که تاکنون اقدامی برای تغییر و تحول در خود نکردهاید مهر تأیید به باورهای خانواده و پدر و مادرتان زدید و اینگونه فکر می کنید که باورهای آنان درست بوده، اگر هم فکر می کنید اشتباه بوده، پس هم اکنون شروع کنید.
اگر در کشوری دیگر بودم حتماً موفق بودم.
یکی دیگر از مهمترین بهانه هایی که موانع موفقیت هستند این بهانه است که اگر من در کشوری دیگر به دنیا می آمدم حتماً شغل و زندگی بسیار موفقی داشتم. به این بهانه باید بگوییم فردی که این باور را دارد اگر در هر کشور دیگری باشد و با همین ذهنیت و همین باورهایی که باعث شده شرایط وی رضایت کننده نباشد زندگی کند، مکان هیچ گونه ارتباطی با موفقیت ندارند. بسیارند افرادی که خارج از ایران زندگی می کنند و کارتن خواب هستند. و در مقابل بسیاری از افراد را می بینیم که در ایران زندگی بسیار خوب و موفقی دارند. راه حل تغییر باور این چنین تنها مشاهده و دیدن الگوهایی است که تحت هر شرایط زندگی بسیار موفق و خوبی دارند.
من قربانی گذشته هستم.
- شما قربانی گذشتهتان نیستید، اما به خاطر گذشتهتان، قربانی زمان حالتان میشوید. البته فعالیتهایی که قبلاً انجام دادهاید بر زندگی شما تأثیر میگذارد، اما وسواس نسبت به گذشته و تحلیل بیپایان آنچه که دیگر گذشته است، میتواند به اشتباهات بیشتری منجر شود. به جای آن، اکنون تفکرات خود را تغییر دهید تا باورهای جدید ساخته شوند و آینده ای که می خواهید را بسازید چون اکنون شما، گذشته ی آینده ی شماست.
- اگر من کمی شانس داشتم…یکی دیگر از موانع پیشرفت ایمان به شانس و عوامل بیرونی است. بیشتر افراد متأسفانه زندگی خود را دست شانس و تقدیر و سرنوشت گذاشته اند یا برخی نیز از این کلمه شانس برای توجیه اهمال کاری و دلیلی برای خارج نشدن از دایره راحتی می دانند. اگر حتی یکبار این بهانه را آورده اید و یا اینکه به شانس و نقش عوامل بیرونی در زندگیتان ایمان دارید لطفا این مقاله کنترل زندگی |چگونه کنترل زندگی خود را در دست بگیریم؟ را مطالعه کنید.
- اگر در خانواده ای ثروتمند به دنیا می آمدم.این جمله نیز از مهمترین دلایل و بهانه هایی است که فرد به کار می برد .این بهانه به حدی در جامعه سایه افکند که بیل گیتس برای این افراد یک جمله زیبا به کار برد اینکه اگر شما در یک خانواده فقیر به دنیا آمده اید مقصر نیستید اما اگر فقیر از دنیا بروید مقصر شما هستید. پس این جمله که من چون در یک خانواده فقیر به دنیا آمده ام یک بهانه بیش نیست و اگر شما بر این باورید که یکی از موانع موفقیت شما ثروت و دارایی خانواده تان است سخت در اشتباهید چون اگر زندگی نامه افراد موفق را مطالعه کنید به این نکته پی می برید که بیشتر آنها در یک خانواده فقیر بزرگ شده اند.
- زمانی که آن چیز را داشته باشم، خوشحال خواهم بود نه اکنون!
- خوشحالی صرفاً با رسیدن شما به بعضی چیزها به دست نمیآید. چنین احساس لذت و رضایتی موقت و زودگذر است. خوشحالی واقعی در مسیر یک هدف مهم است. خوشحالی یعنی داشتن احساس خوب! و کافی است برای اینکه احساس خود را خوب نگه دارید برای داشته هايتان شکرگزاری کنید همین!
- اگر به استعداد هایم پی می بردند.این نیز یکی دیگر از بهانه هایی است که افراد برای توجیه رفتار خود می آورند. می گویند من فردی خلاق و با استعداد هستم اما متأسفانه نه خانواده نه جامعه قدر من را نمی دانند و درصدد شکوفا شدن استعدادهایم نیستم. شاید این افراد از این نظر که استعداد های خوبی دارند کاملاً حق با آنها باشند اما از این نظر که حتما برای شکوفا شدن استعدادشان باید دست به دامان کسی شود سخت در اشتباه است. چه بسا بسیاری از افراد موفق و با استعدادی که می خواهند تازه کسب و کار خود را راه اندازی کنند در سکوت کامل به برنامه ریزی برای هم راستا کردن استعداد با اهداف خود هستند و نه تنها نیازی به دیگران ندارند بلکه خودشان اجازه نمی دهند دیگران به استعداد آنها پی ببرند تا در راستای رسیدن به اهداف خود بکار ببرد.
- اگر دیگران با من مخالفت نمی کردند.بسیاری از افراد اینگونه فکر می کنند که موانع موفقیت آنها مخالفت شدید دیگران است . قبلاً در کانال تلگرام بازتاب باور تا حدی به این نکته اشاره کرده بودیم که همواره ديگران اهداف شما را با باور هاي محدود کننده ي خود مقايسه مي کنند و مي گويند که تو محال است موفق شوي! و تو بلند پروازانه فکر مي کني! به جاي اينکه برنـامه هايتان را به ديگران بگوييد نتيجه کارتان را نشانشان دهيد!

درباره یه همفرکانسی
تمامی اتفاقات زندگی تو، حاصل بازتابِ باورِ توست. در هر شرایطی که هستی خودت انتخاب کردی حضور تو اینجا اتفاقی نیست، تو خواهان تغییر و تحول بوده ای، کائنات هم به درخواست پاسخ داده است.
نوشته های بیشتر از یه همفرکانسی22 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
واقعا مقاله جالبی بود، مخصوصا بحث منطقه امن و بهانههایی که مغزمون میاره. یه سوال برام پیش اومد: این استرس و اضطرابی که میگید نشونه خروج از دایره راحتیه، چطور تشخیص بدیم که این استرس طبیعیه و داریم درست پیش میریم یا اینکه داره از حد میزنه و باید بایستیم؟
این مقاله یادم انداخت چرا سر کار همیشه میگم فردا شروع میکنم! دایره امن لعنتی 😅
چقدر این مقاله به موقع به دستم رسید! دقیقاً همون بهانههایی که خودم میارم رو توش دیدم، مخصوصاً بحث همون کار راحتی و دایره امن که آدم دوست داره توش بمونه و هیچ ریسکی نکنه. واقعاً انگیزه گرفتم که از این حالت دربیام و به جای بهانه، یه قدم بردارم. ممنون بابت این همه انرژی خوبی که میدید. 🙏
واقعاً این مقاله رو خوندم و یاد یه خاطره خودم افتادم. چند وقت پیش تصمیم گرفتم بالاخره ورزش صبحگاهی رو شروع کنم. هر شب با خودم میگفتم «فردا حتماً»، ولی صبح که زنگ ساعت میخورد، یهو هزار تا بهانه میاومد تو ذهنم: «امروز خستهام»، «هوا سرده»، «از فردا شروع میکنم». دقیقاً همون چیزیه که توی مقاله گفتید؛ مغزم نمیخواست از اون ناحیه امن و تخت گرم و راحت بیاد بیرون. یه روز بالاخره فهمیدم این بهانهها فقط برای اینن که من تو دایره راحتی خودم بمونم و استرس شروع یه کار جدید رو به جون نرم. از روزی که خودم رو مجبور کردم فقط یه بار از جاش بلند شم، فهمیدم اون استرس و اضطراب اولیه دقیقاً همون زنگ خطریه که مقاله میگه. واقعاً ممنون از این بررسی کامل، چون خیلی از ما بدون اینکه بدونیم داریم به بهانهها چنگ میزنیم تا از منطقه امنمون خارج نشیم.
واقعا این مقاله رو خوندم و یاد یه اتفاق خودم افتادم. ترم پیش استادمون یه پروژه گروهی داد که اگه خوب انجامش میدادیم هم نمره عالی داشت هم کلی چیز یاد میگرفتیم. من از همون اولش یه سری بهونه آوردم که وقت ندارم، کارم زیاده، این پروژه به دردم نمیخوره و… آخرش با یه کار الکی تحویل دادیم. حالا که این مقاله رو میخونم میفهمم دقیقا همون منطقه امن و دایره راحتی بود که نمیذاشت از خودم یه قدم بردارم بیرون. استرس و اضطرابی که گفتم نمیخوام باهاش روبهرو بشم، دقیقا همون زنگ خطر مغزم بود که بهونهها رو جلوم میذاشت. کاش زودتر اینو میفهمیدم که اون استرس و سختی کشیدن توی اون پروژه، یعنی دارم از دایره امن خودم خارج میشم و همینه که آدم رو جلو میبره.
مقاله خوبیه ولی عمل کردن به ترک منطقه امن خیلی سختتر از نوشتنشه!
چقدر این مقاله به موقع و به دردبخور بود! دقیقاً همون چیزی بود که این روزا بهش نیاز داشتم. راستش همیشه یه گوشه ذهنم میدونستم که بهانهها دارن جلوی پیشرفتم رو میگیرن، ولی وقتی اینقدر قشنگ توضیح داده شده بود که مغز خودمون عمداً میخواد توی منطقه امن نگهمون داره، تازه فهمیدم مشکل از چیه. مخصوصاً این نکته که اگه استرس و اضطراب رو موقع شروع یه کار جدید حس کردیم، یعنی داریم از دایره راحتی خارج میشیم، واقعاً بهم انگیزه داد که دیگه از این به بعد به جاش استقبال کنم و بهونه نیارم. ممنون از سایت بازتاب باور بابت این مطلب عالی، واقعاً حس کردم یه نفر بالاخره مشکل منو درست تشخیص داده. 🌹
هر روز میگم از فردا شروع میکنم، اینم میشه همون دایره راحتی!
واقعا این مقاله رو خوندم و یاد روزای خودم افتادم. من همیشه میگفتم که میخوام صبح زود بیدار بشم و درس بخونم، ولی هر روز صبح که زنگ گوشی کوک میشد، یه صدایی تو مغزم میگفت «امروز رو بذار برای فردا، الان هوا سرده و اگه بیدار شی خسته میشی». دقیقا همون منطقه امنیه که توش گیر کرده بودم. یه روز تصمیم گرفتم به حرف مغزم گوش ندم و زوری خودم رو پرت کنم بیرون از تخت، اولین هفته واقعا سخت بود و ذهنم مدام بهانه میآورد که «این کار فایده نداره» ولی بعد از دو هفته دیدم نه تنها درسام بهتر شد، بلکه حس اعتماد به نفسم هم کلی بالا رفت. واقعا حرف مقاله درسته، بیشتر این موانع موفقیت فقط توی ذهن خودمونه و اگه یه قدم کوچیک برداریم اون زنگ خطری که مغز به صدا درمیاره کم کم خاموش میشه.
برای من همیشه این سوال پیش میومد که چرا با اینکه میدونیم این بهانهها فقط جلوی پیشرفتمونو میگیرن، بازم بهشون چنگ میزنیم. خوندن این بخش از مقاله خیلی بهم کمک کرد که بفهمم ریشهش چیه، ولی یک سوال برام پیش اومد: اینکه مغز برای حفظ بقا زنگ خطر رو به صدا درمیاره، آیا راهی هست که بتونیم این سیستم مغزیمون رو فریب بدیم یا آرومش کنیم؟ یعنی مثلا آدم با اینکه میدونه استرس و اضطراب موقع خروج از دایره راحتی طبیعیه، چطوری میتونه مطمئن بشه این استرسی که داره واقعا نشونه رشد و خروج از ناحیه امنه، نه یک خطر واقعی که باید بهش توجه کنه؟
واقعا ممنون از این مقاله عالی🙏 من دقیقا تو همون دایره امنی هستم که گفتید و کلی بهانه میارم که چرا فلان کار رو شروع نمیکنم. این نکته که مغز عمدا واستون زنگ خطر به صدا در میاره تا از منطقه امنت بیرون نیای، خیلی بهم حال داد. یعنی فهمیدم اون استرس و ترسی که موقع شروع یه کار جدید دارم، طبیعیه و نشونه اینه که دارم درست پیش میرم. از امروز سعی میکنم به جای گوش دادن به اون بهانههای مسخره، یه قدم کوچیک بردارم و بذارم مغزم به شرایط جدید عادت کنه. دمتون گرم واقعا🌹
مقاله خوبی بود، فقط کاش به راهکارهای عملی خروج از منطقه امن هم اشاره میکردید.
واقعا این مقاله رو خوندم و یاد یه اتفاق خودم افتادم. پارسال توی شرکت یه پروژه جدید بهم دادن که باید یه سیستمی رو از صفر راه مینداختم. اولش کلی ذوق کردم ولی به محض اینکه شروع کردم ببینم چقدر کار داره، یهو کلی بهانه آوردم. میگفتم وقت ندارم، الان سرش شلوغه، بعداً بهتر میشه شروع کنم. تهش رفتم پیش رئیسم گفتم این پروژه رو یکی دیگه انجام بده. الان که این مقاله رو میخونم میبینم دقیقاً همون دایره راحتی بود که نمیذاشت ازش خارج بشم. مغزم میگفت همون کارای قدیمی رو بکن که استرس نداری. کاش زودتر این مطلب رو خونده بودم، شاید جرأت میکردم از اون منطقه امن خارج بشم و تجربه جدیدی کسب کنم.
خب این حرفا رو همه میدونیم، چالش اصلی اینه که چطور از دایره امن خارج بشیم.
سلام. مقاله رو کامل خوندم و واقعا به نکتههای جالبی اشاره کردی. مخصوصاً اون بخش که گفتی مغز برای حفظ بقا زنگ خطر رو به صدا در میاره و باعث میشه آدم بهونه بیاره که از ناحیه امن خارج نشه. راستش یه سوال برام پیش اومد: شما توی متن گفتید که مغز ذاتاً دوست داره توی همون دایره راحتی بمونه و هر خروجی رو برابر با چالش میبینه. خب این خیلی جالبه، اما میخواستم بدونم به نظر شما برای کسی که واقعاً میخواد پیشرفت کنه، بهترین راهکار برای فریب دادن یا قانع کردن این مغز چیه؟ یعنی چطور میتونیم به مغز بفهمونیم که این چالشها واسه بقا خطرناک نیستن و برعکس باعث رشد میشن؟ ممنون میشم اگر یه توضیح بیشتری بدین.
همیشه میگفتم وقت کم دارم، تازه فهمیدم از منطقه امنم میترسیدم!
وای برگام ریخت وسط شلوغی کارا دقیقا امروز داشتم به همین بهونه که قدر استعدادمو نمیدونن فکر میکردم 😅 نگو باید خودم بی سروصدا استعدادمو با هدفم همراستا کنم
نمیدونم والا حرفتون درباره دایره راحتی و اینکه مغز زنگ خطر میزنه تا تو همون ناحیه امن بمونیم رو تا حدی قبول دارم
ولی منی که فریلنسرم و از صبح تا شب درگیر پروژه ام واقعا وقتی برای ریسک کردن و تحمل اون استرسه ندارم
میگید کم کم دچار استرس شدن موقع خروج از دایره طبیعیه ولی اگه این استرسه هر روز باشه ادم فرسوده میشه
نمیدونم شاید رو کاغذ درست باشه ولی تو شلوغی زندگی واقعی واقعا میشه بهش عمل کرد؟
دقیقا همین بهونه آوردن مغز واسه موندن تو ناحیه امنه. منم هر شب واسه کنکور میگم خستم فردا میخونم 😅
قبول دارم اون بخش که گفتید خیلیا میگن کسی استعدادشونو باور نداره واقعا فقط یه توجیهه من خودم دو ساله میگم اگه حمایت میشدم الان تو فتوشاپ حرفه ای شده بودم ولی حتی روزی نیم ساعت هم نمیشینم پای سیستم تمرین کنم چون کار باهاش خیلی خسته کنندست 🙂
اون جمله که گفتید مغز میگه چون تهش شکست میخوری پس اصلا شروع نکن دقیقا توصیف من بود. دانشجو ترم آخرم و دو ماهه دارم پروژه پایانیمو عقب میندازم هر روز یه بهونه جدید میاره مغزم که نکنه گند بزنی. واقعا مسخره است چطور اینقدر قشنگ مخمو میشوره و منم باور میکنم
وای چقدر به موقع بود امروز بهم گفتن بلندپروازی میکنی