مدیتیشن چیست؟ چگونه مراقبه کنیم؟ راهنمای کامل
آشنایی با مدیتیشن یا مراقبه
مدیتیشن (Meditation) یا مراقبه را اگر بخواهیم در قالب یک جمله به صورت کاملاً ساده معنی کنیم مدیتیشن همان بی فکری است که فرد در آن حالت ذهن خود را وادار به سکوت می کند، در نتیجه فرد به آرامش خاصی دست پیدا می کند. بهطورکلی مراقبه را یکی از فنون های تسلط بر ذهن دانسته اند چرا که هنگام انجام مدیتیشن شخص توجه و تمرکز خود را به درون می برد و از نظر جسمی و ذهنی به آرامش می رسد.
فهرست مطالب
Toggle
مدیتیشن چیست؟
انسان بهطور ذاتی در جستوجوی آرامش و خوشبختی می باشد. روزانه ما زیر انبوهی از اطلاعات دفن شده ایم. ما روی بسیاری از ورودی های ذهنمان کنترل داریم اما واقعاً نمی توان روی همه این ورودی ها فیلتر گذاشت. زمانی که در عالم بیداری هستیم کانون توجه مان روی همین ورودی هاست. آیا بهتر نیست با استفاده از یک روش برای مدتی از همه این ورودی ها رهایی یابیم؟ به چیزی فکر نکنیم تا جسم و ذهن همزمان به آرامش برسند؟
معادل فارسی مدیتیشن مراقبه است و اگر نگاهی به فرهنگ لغت حاضر فرهنگستان زبان و ادب فارسی بیندازیم مراقبه را این گونه تعریف کرده است، حالتی که در آن فرد با نادیده گرفتن محرکهای محیطی، خودآگاهانه ذهن را متمرکز میکند و از تنشها و فشارهای روحی رها میشود. مراقبه یا خودآرامی را می توان به عنوان شناختهترین روش ها برای رسیدن به آرامش ذهنی نام برد.
درونپویی هم همان مراقبه است که به ندرت از آن استفاده می کنند. افرادی که خود هیپنوتیزم را انجام داده باشند مفهوم درون پویی را بهتر درک می کنند چون در خود هیپنوتیزم اغلب به درون خود سفر می کنند و نتیجه این پویش، آرامش جسمی و ذهنی می باشد.
چرا باید مراقبه کنیم؟
یکی از سؤالاتی که حتماً از خود خواهید پرسید این است که چرا باید مدیتیشن کنیم؟ در پاسخ باید گفت که با انجام مراقبه و مدیتیشن به تدریج شاهد تغییراتی در سطح بینش و نگرش نسبت به مسائل و چالش های زندگی به وجود خواهند آمد. یکی از تغییرات بسیار اساسی انجام مراقبه و مدیتیشن این است که به ارزش والای خود به عنوان یک انسان که توانایی های نامحدودی دارد پی خواهیم برد. اصولاً افراد عوامل بیرونی را در زندگی خود دخیل می دانند اما با استفاده از مدیتیشن در می یابد که در کلام و اخلاق و رفتار او قدرتی نهفته است که در هر زمان می تواند زندگی خود را تغییر دهد. به طور کلی می توان گفت در مدیتیشن و مراقبه هیچ چیزی را نخواهید یافت به جز خودآگاهی! و رسیدن به خود آگاهی یعنی آرامش و خوشبختی …
هدف اصلی مدیتیشن این است که ذهن را از هرگونه فکر پاکسازی کنید همان گونه در پاراگراف اول نیز توضیح دادیم مراقبه همان بی فکری است. حال به پاسخ این سوال که چرا باید مراقبه را انجام دهیم رسیده اید. تکرار عمل مدیتیشن باعث می شود که به مرور به سطح بالایی از آگاهی درونی رسید. از دیگر مزایای مدیتیشن می توان به کنترل افکار و احساسات کاهش استرس و تنش روزانه نام برد.
ارکان اصلی مدیتیشن چیست؟
ارکان اساسی و اصلی برای انجام مدیتیشن و مراقبه به شرح جدول زیر است که در ادامه به توضیح هرکدام خواهیم پرداخت.
| ۱ | مکانی آرام و بی سرو صدا برای انجام مدیتیشن |
| ۲ | حالت صحیح بدن برای انجام مراقبه |
| ۳ | اسنفاده از یک موسیقی آرام بخش (موسیقی هایی برای مدیتیشن موجود هستند) |
| ۴ | تنفس اصولی شکمی |
- مکانی آرام، خلوت و ساکت:
بهترین مکان برای انجام مدیتیشن، مکانی است که در آنجا بتوانید به سهولت در آن بنشینید یا به پشت دراز بکشید تا تمامی اعضای بدن به تدریج رها و ریلکس شوند. همواره مکانی را انتخاب کنید که دارای کمترین عوامل حواس پرتی یا سروصدا هستند. پیشنهاد ما رفتن به دل طبیعت است زیرا صداها طبیعی هستند و ذهن با آنها آرام می شود.

- حالت صحیح بدن برای انجام مراقبه
یکی دیگر از نکاتی که باید حتماً به آن توجه کرد حالت صحیح بدن است. اگر به طور صحیح بدن را آماده انجام تمرین نکنید به مرور بدن خسته شده، احساس درد می کند و توجه و تمرکز روی تغییر حالت بدن خواهد رفت پس باید در همان آغاز انجام تمرین، بدن را در حالتی صحیح قرار دهید تا با خیالی راحت به تمرین خود بپردازید. - اسنفاده از یک موسیقی آرامبخش
حدالامکان سعی کنید محیطی را انتخاب کنید که صداهای طبیعی و گوش نواز در آن شنیده شود تا نیازی به موسیقی نداشته باشید. اجازه دهید بهترین موسیقی را طبیعت برایتان بنوازد. کنار دریا، صدای موج ها، صدای پرندگانی که بر روی دریا پرواز می کنند گوش نوازترین طنینی است که می توانید انتخاب کنید و از شنیدن آن لذت ببرید. اما اگر می خواهید در خانه مدیتیشن را انجام دهید بهترین کار این است که موسیقی های آرامبخش مخصوص مدیتیشن را آماده کرده و چند دقیقه بدون توجه به چیزی، فقط به آن موسیقی توجه کنید. - آشنایی با مکانیزم تنفس اصولی شکمی
تنفس در مدیتیشن به حدی مهم است که اساتید در این عرصه، تنفس را مربی مدیتیشن می دانند زیرا که تنفس را می توان اولین گام برای رفع خستگی یا فشارهای جسمی و روحی دانست. تنفس شکمی آسان ترین و بهترین تمرین تنفس تنفسی است که در یوگا و مراقبه آموزش داده می شود. تنفس شکمی در مدیتیشن باعث می شود که هوای ریه ها کامل خارج شده و اکسیژن را وارد بدن کند. اگر به تنفس کودکان توجه کرده باشید خواهی دید که به صورت غیر ارادی و خودکار تنفس شکمی در آنها انجام می گیرد.
باید و نباید ها در حین انجام تمرین
ممکن است در حین انجام مراقبه، به تجربیات و احساساتی دست یابید که کاملاً طبیعی هستند. در زیر به برخی از این موارد اشاره شده است: اولین احساس آرامش در شما، ممکن است همراه با نوعی فشار در دستها و یا اندام های دیگرتان باشد.
ممکن است افکار بی شماری از ذهنتان بگذرند و یا با مواردی چون خارش، عطسه، درد، تنفس سخت و ناآرام، قورت دادن آب دهان، ترس، سوزش، سنگینی و احساس منگی و گیجی مواجه شوید. به خود بگویید، همه این موارد اخلالگر هستند. زمانی که این موارد به شما فشار آوردند، سریعاً مراقبه را متوقف کنید، زیرا آمادگی ادامه آن را ندارید. به خاطر داشته باشید که مهارت در انجام مراقبه با تمرین هر چه بیشتر به دست می آید (کار نیکو کردن از پرکردن است).
صبور باشید و به خود عشق بورزید.
ممکن است ترسی ناشناخته در شما ظاهر شود که موج هایی از انرژی را در ناحیه شکم و قلبتان ایجاد کند. چنان چه بتوانید ناظر آن باشید، این گونه احساسات پراکنده، ناپدید می شوند و شما قادر به ادامه مراقبه خواهید بود. اما اگر احساس کردید می خواهید مراقبه را متوقف کنید، حتما این کار را انجام دهید. سعی کنید همواره صدای تنفس تان را بشنوید. صدایش درست مانند صدای تنفس شخصی در گوش شخصی دیگر است. چنانچه احساس کردید نفس هایتان کوتاه تر شد و ترس به شما روی آورد، یک باره مراقبه را متوقف کنید. چنان چه بتوانید بی غرضانه این ترس را کنار بگذارید، می توانید به کار خود ادامه دهید؛ با ترس روبه رو گردید تا کم کم ناپدید شود.
و شاید صداهایی در درونتان ایجاد شود، همچون صدای شکم که کاملاً طبیعی است. با پیشرفت در مراقبه، چنین صداهایی افزایش خواهند یافت، اما ضربان قلب شما آرام تر خواهد شد. چنان چه تندتر شد، باید خود را برای رویارویی با آن و یا متوقف نمودن مراقبه آماده نمایید. ممکن است در خود احساس سرما یا گرما کنید. این نیز کاملاً طبیعی است. شاید بتوانید از چنین حالتی بیرون بیایید یا در آن بمانید و یا حتی قادر به عبور از آن باشید. احساس مور مور شدن در دست ها، پاها و یا بروز احساسات پوستی دیگری، چون فشردگی، کرخی و سردی، نمایانگر فشار انرژی در بدنتان است.
احساس نا آرامی، همان طور که تاکنون مشاهده شده است، بیانگر نیروهای ناهماهنگ است. در این صورت، به آرامی، عمل مراقبه را متوقف کنید.
احساس حرکت دورانی و چرخشی که نشانگر عدم هماهنگی در جریان انرژی در پنج کالبد فیزیکی، اتریک، روحانی، ذهنی و روحی است. چنانچه بر هر یک از این پنج کالبد متمرکز شوید، این دوران و چرخش بازمی ایستد. چنانچه این حالت چرخشی و دورانی ادامه یافت، دچار نوعی کسالت و دل به هم خوردگی خواهید شد که بهتر است مراقبه را متوقف کنید.
چگونه مراقبه و مدیتیشن کنیم؟
تا این قسمت با مراقبه و ارکان اصلی مدیتیشن آشنا شدید حال نوبت آن رسیده است که چند روش برای مراقبه جهت رسیدن به آرامش را با شما در میان بگذاریم.
- مراقبه پایه برای کسب آرامش
این شیوه، درواقع اولین قدم در هر یک از تمرینات مراقبه است و بهمحض آشنایی با آن، می توانید در عرض چند ثانیه به آرامش دست یابید. لازم است این عمل را در اتاقی کاملا ساکت و آرام انجام دهید. زمانی مناسب و مکانی راحت، ساکت و بدون مزاحمت را انتخاب کنید. چنانچه تمایل داشته باشید می توانید در طی مراقبه از یک موزیک آرام بخش بهره جویید. لباس های تنگ خود را درآورید (لباس هایی چون کمربند، کراوات و…)
با پشت صاف و در حالی که تکیه داده اید بنشینید و دست ها را به آرامی روی هم یا روی پاهایتان بگذارید. اگر بخواهید، می توانید در جهت شمال جنوب به پشت دراز بکشید، به طوری که سرتان به طرف شمال و دست ها در طرفین بدن قرار گیرند.
چشمانتان را ببندید و احساس کنید وزنتان در سرتاسر بدنتان به طور یکنواخت توزیع شده است. برای دستیابی به چنین حسی، می توانید کمی در جای خود حرکت کنید. پس از اینکه در جایتان استقرار یافتید، به خود بگویید که دیگر حرکتی نخواهید کرد، مهم نیست چه احساسی در جسمتان دارید. تغییرات فیزیکی، افکار اخلالگری هستند که از خودآگاه نشأت می گیرند و مانع ادامه روند می شوند. این افکار، ریشه در ترس خودآگاه از ناشناخته دارند. حال به آرامی و راحتی، نفسی عمیق بکشید. برای چند لحظه، نفس را در سینه حبس کنید، سپس با آهی آرام، هوای درون سینه تان را رها کنید. این شیوه دم و بازدم را تکرار نمایید.
پس از اینکه در جسمتان احساس سبکی کردید، در چنین حالتی بمانید تا وقتی که حس کنید، زمان بازگشت به حالت اول فرا رسیده است. هنگامی که آماده شدید، چشمانتان را باز کنید. اگر دراز کشیده اید، به آرامی بنشینید و زانوها را خم کنید و اگر نشسته اید، بسیار آرام بدنتان را حرکت دهید. دعای انتخابی تان را بخوانید و بدین ترتیب، از پروردگار عالم تشکر نمایید. سپس، به خود برای انجام این مراقبه به نحو احسن، تبریک بگویید.
درباره یه همفرکانسی
تمامی اتفاقات زندگی تو، حاصل بازتابِ باورِ توست. در هر شرایطی که هستی خودت انتخاب کردی حضور تو اینجا اتفاقی نیست، تو خواهان تغییر و تحول بوده ای، کائنات هم به درخواست پاسخ داده است.
نوشته های بیشتر از یه همفرکانسی34 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.



مقاله خوبی بود. سوالی که برام پیش اومده اینه: وقتی مدیتیشن رو شروع میکنیم، چطور میتونیم بر افکار منفی و شک به تواناییهامون غلبه کنیم؟ یعنی مراقبه واقعاً میتونه کمک کنه این افکار رو از بین ببره یا فقط موقتی آرامش ایجاد میکنه؟
مقاله واقعاً کاملی بود و خیلی ساده و روان توضیح داده بود که مراقبه چیه. فقط یه نکتهای که به نظرم میرسه اینه که کاش یه کم بیشتر درباره اینکه چطور شروع کنیم و چند دقیقه در روز رو باید به این کار اختصاص بدیم هم میگفت. من خودم اوایل فکر میکردم باید حتماً یک ساعت بشینم و ذهنم کاملاً خالی بشه، ولی بعداً فهمیدم که همون روزی ۱۰ دقیقه هم میتونه معجزه کنه. اگه مخاطب بدونه که قرار نیست از روز اول ذهنش ساکت بشه و این یه تمرین تدریجیه، خیلی راحتتر شروع میکنه و ناامید نمیشه.
واقعاً این مقاله به موقع به چشمم خورد. دیروز سر کار انقدر فکر و خیال توی سرم بود که نتونستم یک لحظه تمرکز کنم، تازه توی برگشتم هم تو ترافیک اعصابم خورد به هم. با خودم گفتم یعنی همین بیفکری که میگن میتونه آدم رو آروم کنه؟ فردا حتماً همین مدیتیشن رو امتحان میکنم، چون این روزا بیشتر از هر چیزی به یه کم آرامش نیاز دارم.
مقاله خوبی بود، کاش چند تمرین ساده اولیه هم آموزش میدادید.
چقدر این مقاله به موقع بود! ممنونم واقعاً انگیزه گرفتم که از همین امروز مدیتیشن رو جدیتر شروع کنم، مخصوصاً بخش بیفکری و رسیدن به آرامش ذهن خیلی بهم حال داد.
واقعا این مقاله به درد من خورد. دیروز تو خونه مامانم کلی کار داشتم، همزمان سه تا تماس کاری گرفته بودم، بچه هم گریه میکرد و دیگه اعصابم داشت از کاسه در میرفت. یه لحظه یاد کامنتهای همین مقاله افتادم که گفته بود چند دقیقه چشماتو ببند و به هیچی فکر نکن. نشستم روی مبل، گوشی رو سایلنت کردم و فقط به یه نقطه خیره شدم و سعی کردم ذهنم رو خالی کنم. اولش سخت بود، کلی فکر مزاحم اومد، ولی بعد از ۵ دقیقه واقعاً یه حس عجیبی بهم دست داد، انگار یه وزنه از رو شونههام برداشته شد. به مامانم گفتم این کار رو بکنه، اول خندید ولی وقتی امتحان کرد گفت چقدر خوب بود. این مدیتیشن واقعاً معجزه میکنه، فقط باید یاد بگیری ذهنت رو از این همه شلوغی روزمره خالی کنی.
مقاله واقعاً کامله و توضیحاتش خیلی ساده و روانه. راستش یه جا برام سوال پیش اومد، اونجایی که گفتید درونپویی همون مراقبهست و کسایی که خود هیپنوتیزم کردن بهتر متوجهش میشن. میخواستم بدونم واقعاً این دو تا یه چیزن یا فقط از نظر نتیجه شبیهن؟ یعنی کسی که مدیتیشن کار میکنه به همون عمقی میرسه که کسی خود هیپنوتیزم انجام میده یا مسیرشون کاملاً جداست؟ چون به نظرم توی هیپنوتیزم یه جورایی ذهن رو برنامهریزی میکنی ولی توی مراقبه فقط خالیاش میکنی، این دو تا نباید با هم قاطی بشن. ممنون میشم اگه بیشتر در این مورد توضیح بدید.
ممنون از این راهنمای کامل مدیتیشن، واقعاً انگیزه گرفتم!
توصیف مقاله از مدیتیشن قشنگ بود ولی کاش یه کم هم به سختیهاش اشاره میکرد. اینکه میگیم بیفکری و ذهن رو ساکت کن، تو عمل خیلی سختتر از حرفه. مخصوصاً توی این روزا که هر لحظه کلی اخبار و فکر مزاحم میاد تو ذهن، نشستن و به هیچی فکر نکردن واقعاً کار هر کسی نیست. مقاله میگه که به تدریج تغییرات ایجاد میشه ولی نمیگه برای یه مبتدی که تازه شروع کرده، اون اوایل چقدر ممکنه حس کنه داره شکست میخوره. کاش در مورد تکنیکهای شروع و اینکه چطور با این ذهن پرمشغله کنار بیایم هم یه توضیح بیشتری میداد.
واقعاً این مقاله یاد یه اتفاق دیروز سر کار انداخت. صبح یه جلسه آنلاین داشتیم که همزمان سه نفر زنگ زدن، یه ایمیل مهم اومد و گوشیم هم مدام ویبره میخورد. مغزم داشت از کار میفتاد از بس اطلاعات وارده، دقیقاً مثل همون قسمتش که میگه زیر انبوهی از اطلاعات دفن شدیم. همون لحظه یاد مطلب شما افتادم که مدیتیشن یعنی بیفکری و سکوت ذهن. یه گوشه خلوت پیدا کردم، چشمامو بستم و سعی کردم هیچی فکر نکنم. اولش سخت بود ولی بعد چند دقیقه واقعاً یه آرامشی حس کردم که انگار همه اون ورودیها موقتاً قطع شدن. از امروز تصمیم گرفتم هر روز چند دقیقه این کارو انجام بدم، مخصوصاً قبل از شروع کار. ممنون از راهنمای کاملی که نوشتید، خیلی به دردبخور بود.
مرسی از این مقاله عالی، واقعاً انگیزه گرفتم که مدیتیشن رو شروع کنم.
واقعاً ممنون از این مقاله کامل و مفید. اینکه توضیح دادید مدیتیشن یعنی همون بیفکری و سکوت ذهن، خیلی بهم انگیزه داد که بالاخره جدی شروعش کنم. حس کردم دقیقاً همون چیزیه که تو این شلوغیهای روزمره بهش نیاز دارم. 🙏
سلام. مقاله خیلی خوب و کاملی بود. من چند سالی هست که مدیتیشن میکنم و واقعاً تأثیرش رو تو کاهش استرس و تمرکز حواس دیدم. یه نکتهای که به نظرم میتونه به مقاله اضافه بشه اینه که برای شروع، لازم نیست حتماً توی سکوت مطلق باشی یا یه جای خاص بشینی. من اولش با چند دقیقه نفس عمیق و تمرکز روی دم و بازدم تو همون خونه شروع کردم. همچنین یه پیشنهاد دیگه اینه که اگه کسی ذهنش خیلی شلوغه، بهتره از مدیتیشن هدایتشده (guided meditation) استفاده کنه تا کمکم به سکوت ذهنی برسه. ممنون از راهنماییتون.
سلام. مقاله خیلی خوب و کاملی بود، واقعا استفاده کردم. من یه مدت هست که مدیتیشن رو شروع کردم و میتونم بگم تاثیر شگفتانگیزی روی تمرکز و آرامشم داشته. فقط یه نکته که به نظرم میتونست تو مقاله بیشتر بهش پرداخته بشه، اینه که برای تازهکارها خیلی مهمه که بدونن مدیتیشن قرار نیست ذهنشون کاملاً خالی بشه، بلکه قراره یاد بگیرن چطور با افکارشون برخورد کنن و ولشون کنن. خیلیا این رو اشتباه میفهمن و زود ناامید میشن. کاش یه کمی هم در مورد تکنیکهای تنفسی یا مدیتیشن های هدایت شده مثل اسکن بدن توضیح میدادید که خیلی به مبتدیها کمک میکنه. در کل عالی بود، دستتون درد نکنه.
واقعا ممنون از توضیحاتون. یه سوال برام پیش اومده، توی همون پاراگراف اول گفتید که مدیتیشن یعنی بیفکری و ذهن رو وادار به سکوت میکنه، ولی خب مگه میشه واقعا ذهن رو به طور کامل خالی کرد؟ من هرچی سعی میکنم یه چیزی یادم میاد، راهنمایی میکنید؟
وای چقدر این مقاله بهموقع خوندمش! واقعاً مدیتیشن و مراقبه همیشه برام یه چیز مبهم بود، ولی این توضیح ساده و روانتون باعث شد انگیزه بگیرم که بالاخره شروعش کنم. مخصوصاً این بخش که میگه بیفکری و سکوت ذهن میتونه آرامش بیاره، برام خیلی جالب بود. ممنون از راهنمای کاملی که گذاشتید، حس میکنم الان میتونم قدم اول رو بردارم.
دیروز توی مترو داشتم از شلوغی و سروصدا دیوونه میشدم، یاد این مقاله افتادم که مدیتیشن یعنی بیفکری و نادیده گرفتن محرکهای محیطی. همونجا چشمامو بستم و چند دقیقهای سعی کردم به هیچی فکر نکنم، واقعاً بعدش یه آرامش عجیبی گرفتم که باور نمیکردم تو شلوغی مترو بشه بهش رسید.
واقعا جای بحث نداره، من خودم چند وقت پیش یه روز بعد از کلی کار اداری و ترافیک سنگین، اعصابم خورد بود. خونه که رسیدم گفتم بذار یه بار این مدیتیشن رو امتحان کنم. رفتم یه گوشه نشستم و مثلاً ۱۰ دقیقه سعی کردم به هیچی فکر نکنم. اولش سخت بود، اما بعد از چند دقیقه واقعاً یه آرامش عجیبی گرفتم. انگار ذهنم ریست شد. مقاله هم خیلی خوب توضیح داده که چطور این بیفکری باعث آرامش میشه. من تازه اول راهم ولی توصیه میکنم همه حتماً امتحان کنن.
مقاله خوبیه ولی راستش چالش اصلی مدیتیشن همون «بیفکری»ه که خیلی ساده به نظر میاد. من چند بار سعی کردم مراقبه کنم، ذهنم تازه اون موقع شروع میکنه به هزار جور فکر، از کارهای فردا تا خاطرات ده سال پیش! اینکه بخوای آگاهانه همه محرکها رو نادیده بگیری واقعاً تمرین میخواد و مقاله میتونست بیشتر روی همین سختیها و راهحلهاش مانور بده. ولی در کل توضیحش درباره فواید مراقبه امیدوارکننده بود، مخصوصاً این نکته که قراره به ارزش خودمون پی ببریم و زندگی رو خودمون تغییر بدیم. فقط کاش درباره زمان لازم برای نتیجه گرفتن هم یه توضیحی میداد، چون خیلیها مثل من بعد یه هفته انتظار معجزه دارن و زود ناامید میشن.
مقاله خوبی بود، ولی این “بی فکری” که میگید خیلی سختتر از حرفزدنه! من هرچی تلاش میکنم ذهنم ساکت بمونه، یهو میرم تو فکر کارهای فردا و استرسهای روزمره. کاش یه کم بیشتر در مورد اینکه چطور میشه جلوی این ورودیهای ذهنی رو گرفت، توضیح میدادید.
واقعا عالی بود! من همیشه استرس داشتم ولی با خوندن این مقاله فهمیدم مدیتیشن چقدر میتونه به آرامش ذهن کمک کنه. ممنون بابت این راهنمای کامل، خیلی انگیزه گرفتم که امتحانش کنم.
چطور مراقبه باعث میشه ارزش خودمون رو بهتر بفهمیم؟
این که گفتید مدیتیشن بی فکریه، واقعا میشه ذهن رو کامل ساکت کرد؟
واقعا این مقاله به دادم رسید. دیروز سر کار یه روز لعنتی داشتم، استرس و فشار کاری اونقدر زیاد بود که تا ظهر سردرد گرفتم. یاد این مقاله افتادم که میگفت مدیتیشن یعنی بیفکری و سکوت ذهن. همون موقع تو یه گوشه خلوت نشستم، چشمامو بستم و سعی کردم به هیچی فکر نکنم. اولش سخت بود، هی یاد ایمیلها و جلسات میافتادم، ولی کمکم که تمرکز کردم روی نفس کشیدن، یه آرامش عجیبی گرفتم. واقعاً مثل این میموند که ذهنمو از این همه شلوغی خالی کردم. از وقتی که این کارو کردم، بقیه روز رو خیلی باحالتر و با تمرکز بیشتر کار کردم. به نظرم هر کسی که توی زندگی روزمره استرس داره حتماً یه بار این مراقبه رو امتحان کنه.
واقعا این مقاله به موقع به چشمم خورد. امروز توی شرکت یه جلسه آنلاین داشتیم که از بیخ و بن اوضاع خراب بود. کلی استرس داشتم و بعد از جلسه همش ذهنم درگیر حرف و حدیثهایی بود که رد و بدل شد. تازه یادم اومد که چند وقت پیش یه اپلیکیشن مدیتیشن نصب کردم که همون اول کار ولش کردم. این مقاله رو که خوندم، دقیقا همون حسی که میگه رو داشتم؛ یعنی غرق شدن توی ورودیهای ذهنی و اینکه اصلا نمیتونی فیلترشون کنی. راستش همیشه فکر میکردم مدیتیشن یعنی همون نشستن و مثلا یه چیز عرفانیه، ولی جالبه که میگه همون بیفکریه و تمرکز به درونه. الان میفهمم چرا بعضی از همکارام سر ظهر یه گوشه خلوت میرن و چند دقیقه چشماشونو میبندن. من که تصمیم گرفتم از فردا جدی بگیرمش، چون واقعا به این آرامش نیاز دارم که ذهنمو از این همه شلوغی خالی کنم. ممنون از راهنمایی کاملی که کردین.
واقعا مقاله کاملی بود و خوندنش برام خیلی مفید بود. ولی یه نکته ای که برام سوال ایجاد کرد اینه که نویسنده خیلی روی “بی فکری” و سکوت ذهن تاکید کرده، ولی خب همه ما که تازه میخوایم شروع کنیم دقیقا برعکسشو تجربه میکنیم! من خودم چند بار تلاش کردم مدیتیشن کنم و هر بار ذهنم بیشتر شلوغ شد، انگار هرچی سعی میکنم به هیچی فکر نکنم، یه عالمه فکر مزاحم میاد سراغم. کاش یه کم بیشتر در مورد این چالش رایج و اینکه چطور باید با این افکار مزاحم کنار اومد توضیح میدادن، چون خیلیا مثل من ممکنه از همون هفته اول ناامید بشن و این هنر رو رها کنن. به نظرم نکته مهم اینه که مدیتیشن یعنی تمرین کردن برای برگشتن به لحظه حال، نه اینکه انتظار داشته باشیم یه شبه ذهنمون خالی بشه.
واقعا این مقاله به موقع به چشمم خورد. این روزا توی محل کارمون اونقدر استرس جمع شده بود که مغزم دیگه هیچی نمیفهمید، تازه دیروز یکی از همکارا گفت یه کم مدیتیشن کن ببین راحت نمیشی. خلاصه از امروز شروع میکنم چون واقعا از اون ورودیهای ذهنی که توش نوشته خسته شدم، حداقل چند دقیقه توی روز به خودم فرصت بدم هیچی به هیچی فکر نکنم، ببینم چی میشه!
واقعاً این مقاله بهم انگیزه داد که از فردا مدیتیشن رو جدی شروع کنم. ممنون 🌿
ضربان قلب تند شد ادامه بدم یا قطع کنم؟ 👌
اون جمله که گفتید به خودتون بگید دیگه تکون نمیخورم مهم نیست چه حسی دارید خیلی باحال بود، من که به عنوان فریلنسر کل روز پشت سیستم وول میخورم فکر کنم همین ثابت موندن بزرگترین چالشم باشه. ولی همون تکنیک نفس عمیق و چند ثانیه نگه داشتنش واقعا آرومم کرد.
بعد از اینکه رابطه چند سالهم تموم شد کلا ذهنم قفل کرده بود و اصلا نمیتونستم دو دقیقه اروم بشینم دارم تلاش میکنم دوباره خودمو جمع و جور کنم. اون قسمت درون پویی که گفتید مثل خود هیپنوتیزمه برام خیلی جالب بود دقیقا همین حس رفتن به درون خودتو میده. من چیزی که باهاش جواب گرفتم این بود که قبل مدیتیشن ده دقیقه هرچی تو سرمه رو سریع رو کاغذ مینویسم واقعا ذهنم خالی میشه و بعدش مراقبه خیلی راحت تر میشه برام
دقیقا همین نکته حالت بدن که گفتید خیلی درسته من اولش هرجوری رو زمین مینشستم بعد 5 دقیقه کمرم تیر میکشید و کلا تمرکزم میپرید
الان یه بالشت کوچیک میزارم پشتمو صاف میکنم واقعا فرقش از زمین تا اسمون شده
دیگه بدنم درد نمیگیره و راحت میتونم ده دقیقه چشمامو ببندم و فقط رو نفسم تمرکز کنم 😊
بعد از اون شکست کاری که سه ماه پیش برام پیش اومد کلا بهم ریختم و الان میخوام با همین مراقبه دوباره خودمو جمع کنم واقعا
این قسمت موج انرژی تو شکم و قلب و مورمور شدن و سرد و گرم شدن که گفتید طبیعیه رو حس میکنم ولی گیج شدم
میگید هم باید ناظر ترس باشم تا خودش بره هم میگید اگه نفست کوتاه شد و قلبت تند زد سریع قطع کن از کجا بفهمم کدوم ترس رو باید تحمل کنم و کدومش هشداره که باید ول کنم؟
من که فریلنسرم از صبح تا شب پشت سیستمم دیگه مغزم قفل میکنه یبار خواستم تو اتاق با موزیک آروم مدیتیشن کنم ولی انقدر سرو صدای خیابون زیاد بود هیچی نفهمیدم هفته پیش رفتم همون پارک سر کوچمون رو چمن دراز کشیدم همون صدای پرنده ها خودش بهترین موزیک بود 😅