چرا عبارات تأکیدی جواب نمیدهند؟
چرا عبارات تأکیدی جواب نمیدهند؟
فهرست مطالب
Toggleاغلب اوقات، جملات تاکیدی بهدرستی درک و استفاده نمیشوند، بنابراین باعث میشود افراد نتوانند از جملات تاکیدی نتایج مورد نظر را دریافت کنند.
جملات تاکیدی، درواقع عبارات مثبتی است از سوی خودمان به خودمان گفته میشود که از طریق آن میتوانیم بهمنظور ایجاد تغییر در نظام مرکزی باورها و افکارمان و نفوذ به ذهن ناخودآگاهمان از آنها استفاده کنیم و بهواسطه آن تغییراتی در نگرشمان ایجاد کنیم.
با استفاده از جملات تاکیدیِ درست، ما میتوانیم هر جنبه از زندگیمان را بهبود ببخشیم و تقویت کنیم.
پس در تمامی جنبههای زندگیمان میتوانیم به بهترین نحو از آن استفاده کنیم. جملات تاکیدی مثبت کمک میکند باورهای محدودکننده ذهنمان را حذف کنیم و با باورهای مثبت و جدید جایگزین کنیم.
عوامل اصلی نتیجه ندادن جملات تاکیدی مثبت؛
– اگر عمیقاً به آن باور نداشته باشید و در هنگام گفتن جملات احساستان بد شود.
– هنگامیکه برنامهریزی و تلاش را شروع نکرده باشید.
- گاهی دیگران باورهای شما را تضعیف میکنند. که در اینصورت قطعاً نباید سست و دلزده شوید.
پس ممکن است خیلی از ما با تکرار عبارات تأکیدی خسته و دلزده شویم و با غرغر زدن به خودمان بگوییم: «این هم جواب نمیدهد».
لازم نیست نگران باشید زیرا این مسئله تنها مشکل شما نیست و هزارانها فرد دیگر هم هستند که نمیتوانند بهدرستی از عبارات تأکیدی استفاده کنند و خسته و دلزده شدهاند. اما ما در این مقاله به شما میگوییم که این مسئله ریشه در باور شما دارد نه اشکال از عبارات تأکیدی.

باورهای نصب شده روی ذهن چطور مانع دسترسی به خواستهها میشود؟
بیشتر وقتها میبینیم که افراد از عبارات تأکیدی نتیجه نمیگیرند، دلیلش این است که عبارات تأکیدی مانند یکلایه سطحی بر روی باورها و افکار منفی قرار میگیرد و نمیگذارد که نتیجه مثبت بدهد. میدانیم که ذهن انسان از زمان تولد تا ۷ سالگی برنامهریزی میشود. در این سن، کودک پذیرای هرچیزی است و همه چیز را زود یاد میگیرد. هر باور و شرطیشدگیای که در خانواده مدرسه و جامعه وجود داشته باشد در این محدوده زمانی بر روی فرد نصب میشود و بقیه زندگی فرد، عمدتاً توسط همان باورهای شکلگرفته زمان کودکی تعیین میشود و توسط همان شرطیشدگیهای اولیه بنا خواهد شد.

میدانیم که همه افرادی که در این دنیا زندگی میکنند خواستههایی دارند و آگاهانه برای رسیدن به آنها تلاش میکنند. اما باورهای ریشهای که در افراد نصب است اجازه نمیدهند که خواستههایشان محقق شود. باورهای ریشهای که در لایههای زیرین ذهن قرار دارند و از آنها اطلاعی ندارند، اجازه نمیدهند به خواستههایشان برسند.
پس خیلی از افراد مدام عبارات تأکیدی را تکرار میکنند و شب و روز آنها را به کار میبرند اما نتیجه نمیگیرند چون گفتن و تکرار کردن آنها بهتنهایی کافی نیست. باید چند نکته مهم را در نظر داشته باشیم. درک این موضوع که باورهای مخرب و منفی مانند علفهای هرز هستند و این علفها سالیان سال با ما رشد کرده و از بچگی همراه ما بوده و همچنان به رشد خود ادامه میدهند. وقتی عبارات تاکیدی مثل (من کافی هستم، من ثروتمند هستم و اعتمادبهنفس بالایی دارم) را تکرار میکنیم درواقع داریم یک لایه سطحی روی همه آن باورهایِ عمیقِ ایجادشدهٔ قبلی ایجاد میکنیم. (باور این که من کافی نیستم یا نمیتوانم درآمد خوبی داشته باشم. یا باور به اینکه من اعتمادبهنفس ندارم).
دراینصورت فقط یک لایه سطحی روی تمام خواستهها ایجاد شده است، اما هنوز مسأله اصلی و ریشهای که همه این باورها و اتفاقات را ایجاد کرده و مانند علفهای هرز رشد کردهاند همانجا هستند و بزرگ شدهاند. برای همین است که افراد جذبهای منفی دارند و میگویند عبارات تاکیدی جواب نمیدهد.

ممکن است شما بارها از عبارات تاکیدی نتیجه گرفته باشید و از طریق این روش به چند تا خواسته کوچک یا بزرگ رسیده باشید، اما احتمالاً همیشه هم نتیجهبخش نبوده و نتیجه صددرصدی نداشته است. دراصل نمیتوانیم بگوییم که قطعاً عبارات تاکیدی جواب نمیدهند و کار نمیکنند. گاهی یک خواستهای داشتیم و بیش از حد برای آن عبارات تاکیدی گفتیم و به دستش هم آوردیم اما برای بعضی چیزها هم هنوز جوابی نگرفتیم.
حالا خبر خوب این است که ما میتوانیم میزان درصد نتیجهبخشی از عبارات تاکیدی را افرایش دهیم.
شما چقدر از عبارات تأکیدی استفاده میکنید؟
بعضی از افراد پنج تا ده دقیقه یا حتی دو ساعت در روز عبارات تأکیدی میگویند یا گوش میدهند اما سؤال اصلی اینجاست که بقیه روز چی؟ بقیه روز چه افکار غالبی در مغز وجود دارد؟
قطعاً تردیدها باورها و احساسات منفی در ذهنمان در طول روز وجود دارند اما تکلیف آنها چه میشود؟ چون جذبهای اصلی ما آنها هستند.
راهحل موضوع نتیجه ندادن عبارات تأکیدی؛
آسانترین راه برای حل این موضوع این است که اطرافتان را پر از عبارات تأکیدی کنید. تا در کل روز به شما یادآوری شود. روی صفحه گوشی، روی میز کارتان، داخل کیفتان، روی آینه اتاق، روی یخچال، عبارات تأکیدی بچسبانید.
این نکته مهم وجود دارد که با عبارات تأکیدی و هر چیزی که بارها و بارها آن را تکرار کنیم درواقع داریم دائماً روی آن تأکید میکنیم، مثلاً اگر یک آهنگ غمگین را مدام گوش کنیم، داریم ناخودآگاه پیامهای منفی و غمگین آن عبارات را در ذهن خود تکرار میکنیم. یا هنگامیکه اخبار و اتفاقات منفیای که از طریق گوشی و تلویزیون هر روز دنبال میکنیم. شایعاتی که در روزنامهها و فضای مجازی پیگیری میکنیم پس این هم یک نوع عبارات تأکیدی محسوب میشود و همگی عبارات تأکیدی هستند.
راه حل؛
وقتی شما عبارات منفی را ناآگاهانه تکرار میکنید لازم است آگاهانه آنها را به زبان بیاورید و روی یکسری از رفتارهایی که ناخودآگاه انجام میدهید کار بکنید. آنوقت میبینید که عبارات تأکیدی دارند جواب میدهند اما این بار در جهت رسیدن به خواستهها و درصد نتیجهبخشی آن افزایش مییابد. دكتر لیپتون عقیده دارد که تنها راهحل استفاده از عبارات تاکیدی بهصورتی مفید و نتیجهبخش، خاموش كردن افكار منفی است و تا هنگامیكه افكار منفیتان همچنان در ضمیر ناخودآگاهتان در حال تكرار است، نتیجهبخش نیست، زیرا عبارات تاكیدی كه آگاهانه از سوی شما تكرار میشود جزؤ ذهن خودآگاهتان است و ذهن خودآگاه شما تنها یک درصد روی زندگی شما تأثیر میگذارد. اما این موضوع که تکرار عبارات تاکیدی تأثیری ندارد، مشكل اصلی بیشتر افراد است و دلیل آن این است كه هیچ شناختی از افكار خود ندارند. برای رفع این مشکل بهتر است قبل از هر چیز جای آرامی را در نظر بگیرید و بدون اینكه در مورد خودتان و افكارتان فكر و قضاوت كنید، اجازه بدهید افكار منفی و مثبت بروز پیدا كنند. بعد از چند دقیقه که به ذهن ناخودآگاهتان و جملات منفی که مانند فیلمی بر روی ذهنتان پخش میشود دسترسی پیدا كردید، سعی كنید آن ضبط را خاموش کنید و اگر باز هم با جملات و افکار منفی مواجه شدید مانند یک مشاهدهگر به آنها نگاه كنید، پس افکارتان را تحلیل نکنید. بعد از این كار میتوانید عبارات تاكیدی مثبت و تصویرسازی را جایگزین کنید.

درباره یه همفرکانسی
تمامی اتفاقات زندگی تو، حاصل بازتابِ باورِ توست. در هر شرایطی که هستی خودت انتخاب کردی حضور تو اینجا اتفاقی نیست، تو خواهان تغییر و تحول بوده ای، کائنات هم به درخواست پاسخ داده است.
نوشته های بیشتر از یه همفرکانسی29 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دستتون درد نکنه، واقعاً به موقع این مقاله رو خوندم. من خیلی وقتا با جملات تأکیدی حس میکردم دارم الکی به خودم دروغ میگم و دقیقاً به همون حس بد موقع تکرار میکردم که توی مقاله گفتید. جالبه که ریشه مشکل رو برگردوندین به باورهای دوران کودکی و شرطی شدنهایی که اصلاً حواسمون نیست. واقعاً انگیزه گرفتم که بدون عجله و با آگاهی بیشتری این مسیر رو ادامه بدم و به خودم سخت نگیرم. ممنون که این طرز فکر رو برامون شفاف کردین. 🙏
مقالهات خیلی روون بود. منم تجربه کردم جملات تأکیدی فقط وقتی جواب میدن که اول باورهای قدیمی رو کنار بذاری وگرنه فقط یه لایه سطحیه. پیشنهاد میکنم یه بخش هم در مورد روشهای عملی برای تغییر باورهای کودکی اضافه کنی.
من هر روز صبح جلوی آینه میگفتم «من موفق میشم» ولی وقتی میرفتم سر کار، همون کارای همیشگی رو میکردم و آخرش نتیجه نمیگرفتم. تازه فهمیدم فقط تکرارش کافی نیست، باید ته دلم باورش کنم و یه قدم عملی هم بردارم!
واقعا مقاله خوبی بود. من خودم یه مدت عبارات تاکیدی رو صبح و شب تکرار میکردم ولی هیچ تغییری نمیکردم تا اینکه فهمیدم مشکل از باورهای عمیق منه. به نظرم بهتره اول بیایم باورهای محدودکننده رو پیدا کنیم و بعدش با جملات تاکیدی درست کار کنیم. مثلا من یه وقتایی جلوی آینه با خودم میگفتم “من لایق موفقیت هستم” اما ته دلم باور نداشتم. الان اول میرم ریشهی اون باور منفی رو پیدا میکنم و بعدش جملات رو میگم. خیلی بهتر جواب داده. یه نکته دیگه هم اینکه برای من تجسم خلاق خیلی موثرتر از تکرار خشک جملات بوده.
واقعاً مشکل اصلی همون باورهای عمیق کودکیست که به راحتی عوض نمیشه.
واقعا ممنون از این مقاله مفید. یه سوال برام پیش اومد، اونجایی که گفتید باورهای دوران کودکی تا ۷ سالگی نصب میشن و بقیه زندگی رو تعیین میکنن، خواستم بدونم برای کسی که الان میخواد این باورهای قدیمی رو تغییر بده، چطور میتونه مطمئن بشه که داره ریشهی اصلی مشکل رو پیدا کرده؟ مثلا خیلی وقتها فکر میکنیم یه باور منفی رو شناسایی کردیم ولی بعد میبینیم یه لایه عمیقتر هنوز مونده. راهی برای رسیدن به همون باورهای بنیادین هفت سال اول هست یا نه؟
واقعاً ممنون از این مقاله عالی 🙏 حسابی بهم انگیزه داد. همیشه فکر میکردم جملات تأکیدی یه چیز الکیه و فقط حال آدم رو خوب میکنه، ولی حالا فهمیدم مشکل از باورهای عمیقیه که از بچگی توی ذهنمون نصب شده. دقیقاً همون قسمتش که میگفت باورهای دوران کودکی جلوی نتیجه گرفتن رو میگیره، برام خیلی جالب بود. از این به بعد سعی میکنم اول باورهای محدودکنندهم رو پیدا کنم و بعد با واقعبینی و تلاش، عبارات تأکیدی رو تمرین کنم. بازم ممنون که این همه ساده و روان توضیح دادید، واقعاً به کارم اومد ❤️
واقعاً ممنون از این مقاله خوبتون. من خودم مدتها بود که جملات تأکیدی میگفتم ولی حس میکردم هیچ اثری نداره و خیلی ناامید شده بودم. این نکته که ریشه مشکل از باورهای قدیمی و دوران کودکیه برام خیلی تازه و جالب بود. حالا میفهمم چرا بعضی عبارات رو با وجود تکرار زیاد، ته دلم قبول نمیکنم. واقعاً بهم انگیزه داد که ریشه باورهام رو پیدا کنم و از این به بعد درستتر از عبارات تأکیدی استفاده کنم. دمتون گرم!
واقعا این مقاله درست میگه. من خودم مدتها جملات تاکیدی میگفتم ولی هیچ تغییری حس نمیکردم. بعد فهمیدم عمق باورم بهشون صفر بوده. مثلاً میگفتم “من موفقم” ولی ته دلم باور داشتم که آدم موفقی نیستم. پس این مقاله یه نکته طلایی داره: اول باید باورهای محدودکننده رو شناسایی کنیم و بعد جملات تاکیدی رو بگیم. وگرنه مثل یه لایه نازک روی باورهای قدیمی میمونه و فایده نداره.
واقعا این مقاله به جایی از دل من زد. من خودم کلی جملات تاکیدی رو امتحان کردم، از صبح تا شب میگفتم “من موفقم، من ثروتمندم” اما هیچ اتفاقی نمیافتاد. آخرش کلافه شدم و گفتم اینا چرنده. الان فهمیدم که مشکل از خود جملات نبوده، از ته دلم باورشون نداشتم. وقتی میگفتم “من اعتماد به نفس دارم”، ته ذهنم یه صدایی میگفت “نه نداری”. این مقاله خیلی خوب توضیح داده که باورهای دوران کودکی چقدر میتونن کار رو خراب کنن. به نظرم باید اول بریم سراغ ریشه اون باورهای منفی، بعدش بیایم سراغ جملات تاکیدی، وگرنه مثل یه لایه نازک رو خونهای که شالوده نداره میمونه.
مرسی واقعن از این مقاله مفید! من خودم کلی وقت بود که عبارات تأکیدی رو تکرار میکردم ولی حس میکردم هیچ اثری نداره و خسته شده بودم. جالبه که فهمیدم مشکل از باوره که تو ذهنم مونده، نه خود جملهها. این نکته که باورهای دوران کودکی نمیذارن نتیجه بگیریم خیلی برام تازه بود و واقعاً بهم انگیزه داد که دوباره با طرز فکر درست تلاش کنم. ممنون که اینقدر ساده و شفاف توضیح دادید. 🙏
هر روز صبح میگفتم موفقم ولی دلم نمیگرفت، چون باورش نداشتم.
یعنی برای تغییر باورهای کودکی باید چکار کنیم؟
واقعا ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال برام پیش اومد، در مورد همون بخشی که گفتید باورهای ما از کودکی تا ۷ سالگی شکل میگیره و بعدش سخت تغییر میکنه. خب خیلی از ما الان که بزرگ شدیم و میفهمیم یه سری باورهای محدودکننده داریم، چطور میتونیم این باورهایی که از بچگی توی ذهنمون حک شده رو با جملات تأکیدی عوض کنیم؟ یعنی فقط تکرار کردن کافیه یا باید یه کار دیگه هم بکنیم؟ چون بعضی وقتا آدم حس میکنه داره به خودش دروغ میگه و اصلاً ته دلش قبول نداره.
باورهای ۷ سال اول چقدر روی نتیجه تأکیدیها تأثیر داره واقعاً؟
سلام. مقاله خوبی بود. راستش یه سوال برام پیش اومد. اونجایی که گفتید باورها تا ۷ سالگی نصب میشوند و بعدش سخت تغییر میکنند، خب خیلی از ما الان که بزرگ شدیم چطور میتونیم این باورهای قدیمی رو عوض کنیم؟ یعنی آیا فقط با تکرار جملات تأکیدی میشه این باورهای عمیق رو تغییر داد یا روش دیگهای هم هست؟ چون واقعاً خیلی سخته که باوری که از بچگی توی ذهن ما جا افتاده رو با چند تا جمله عوض کنیم. ممنون میشم توضیح بدید.
واقعا این مقاله رو میخوندم یاد کلاس ریاضی افتادم که هر روز میگفتم “من ریاضی رو قشنگ میفهمم” اما موقع امتحان باز هم خراب میکردم. الان فهمیدم چون عمیقا باور نداشتم و فقط به زبون میگفتم.
دیشب داشتم با خودم میگفتم «من اعتماد به نفس دارم، من قویام» ولی ته دلم یه صدایی میگفت «داری به خودت دروغ میگی» 🤦♂️ دقیقا همون چیزی که توی مقاله گفتید. یادمه یه ماه پیش تصمیم گرفتم هر روز صبح جلوی آینه به خودم بگم «موفق میشم» ولی چون هنوز هیچ قدمی برای هدafمم برنداشته بودم و حتی برنامهریزی نکرده بودم، بعد از سه روز حس کردم دارم الکی به خودم دروغ میگویم و ول کردم. حالا فهمیدم مشکل از خود جمله نبود، از باور عمیق من بود که هنوز توی ذهنم جا گرفته بود. راستش از بچگی همیشه بهم گفتن «تو از پس هیچ کاری برنمیای» و این باور اونقدر توی ذهنم مونده که یه جمله مثبتِ سطحی نمیتونه بکندش. باید اول اون باور قدیمی رو پیدا کنم و عوضش کنم، وگرنه هرچقدرم تکرار کنم فایده نداره. ممنون از مقاله خوبتون، واقعاً به دردم خورد.
واقعا این نکتهی باورهای کودکی خیلی جالبه. راستش من کلی جمله تاکیدی مثبت میگم به خودم ولی انگار ته دلم هنوز همون باورهای قدیمی که از بچگی توی ذهنم نشسته رو دارم. سوالی که برام پیش اومده اینه: با این توضیحی که دادید که تا ۷ سالگی همه چی نصب میشه، چطور آدم میتونه واقعا این باورهای عمیق رو عوض کنه؟ مگه نه اینکه فقط تکرار کردن جمله تاکیدی مثل یه لایه سطحی میمونه و به ریشه نمیرسه؟
کاملا درسته تا باور عمیق نباشه تکرارش فایده نداره.
به نظرم باید باورهای عمیق رو اول تغییر داد تا جملات تاکیدی اثر کنن.
واقعا عالی بود، فهمیدم مشکل از باور خودمه نه عبارات. ممنون از این همه انگیزه!
مقالهی خوبی بود؛ مخصوصاً این نکته که میگی مشکل از خودِ جملات تأکیدی نیست، بلکه از باورهای عمیق و قدیمیمونه. راستش خیلیها فکر میکنن چند بار تکرار یه جملهی مثبت تو روز معجزه میکنه، غافل از اینکه اون باورهایی که از بچگی توی ذهنمون نشسته هنوز سر جاشون هستن و جملات تازه مثل یه لایهی نازک روشون میشینن.
پیشنهادم اینه که قبل از تکرار عبارات تأکیدی، یه لیست از افکار منفیای که دقیقاً خلاف اون جمله است بنویسید و ببینید از کجا اومدن. مثلاً اگه میگید «من لیاقت موفقیت رو دارم»، ولی یه صدای درونی میگه «تو هیچوقت به اندازهی کافی خوب نبودی»، باید برید سراغ همون صدای قدیمی و ریشهش رو پیدا کنید. آخرش هم تکرارِ صرف کافی نیست؛ هر روز یه کار کوچیک و عملی انجام بدید که باهاش اون جملهی تأکیدی رو توی زندگی واقعی هم حس کنید. تا باورِ عمیق عوض نشه، طبیعیه که این جملات جواب ندهن و فقط یه کار سطحی باشن.
بهتره اول باورهای قدیمیت رو درست کنی، وگرنه تکرار جمله فایده نداره.
بعد بیکار شدنم هر روز به خودم میگفتم من موفقم ولی هیچ تاثیری نداشت چون ته دلم باور داشتم بدرد نمیخورم. الان فهمیدم باید همین باور محدود کننده رو عوض کنم
حرف علف هرز خیلی درست بود بعد جداییم هرچی عبارت تاکیدی میگم انگار فقط یه لایه سطحیه و هیچی عوض نمیشه، واقعا چجوری باید اون ریشه رو از بین برد؟ 😅
این قسمتش که گفتید اطرافتون رو پر کنید از جمله تاکیدی روی گوشی و یخچال و آینه بنظرم یکم زیادی خوشبینانس. من خودم یه مدت اینکارو کردم ولی بعد چند روز کلا چشمم عادت کرده بود و دیگه اصلا نمیدیدمشون چه برسه بخوام باورشون کنم نمیدونم واقعا کسی با این روش نتیجه گرفته؟
دقیقا نکته لایه سطحی رو درست گفتین من از اون دسته آدمام که هر چیزی رو باید تست کنم ببینم جواب میده یا نه
یک ماه کامل هر روز صبح جلو آینه میگفتم من اعتماد بنفس دارم ولی تهش سر جلسه کاری همین که یکی حرفمو قطع میکرد کلا بهم میریختم
الان میفهمم چون از بچگی هی بهم گفتن خجالتی هستی اون باوره هنوز همون زیره و با دوتا جمله الکی پاک نمیشه واقعا
اینکه گفتید باید مثل یه مشاهده گر فقط به افکار نگاه کنیم و تحلیل نکنیم واقعا برام سخته. هفته پیش خواستم همین تمرینو چند دقیقه انجام بدم ولی بعد دو دقیقه دیدم دارم با افکار منفیم دعوا میکنم که چرا دوباره اومدی. انگار خاموش کردن اون ضبط تو سر خیلی سخت تر از گفتن صد تا جمله مثبته