غلبه بر ترس | ترس چیست؟ چگونه ترس را از خود دور کنیم؟
درباره ما بیشتر بدانید!
آکادمی استادیار نام مجموعه جوانی است که با هدف توسعه علمهای مدرن و آینده دار تشکیل شده است. این مجموعه با تیم تحقیقاتی قوی و بهروزی که دارد، دورههای آموزشی هوشمندانهای طراحی میکند تا علوم فعالیت حرفهای و موثر را گسترش دهد و افراد توانمند برای شغلهای مدرن برای امروز و فردای کشور بسازد. افرادی که در دنیای تکنولوژی حرفی برای گفتن داشته باشد. در همین راستا آکادمی استادیار تا کنون بیش از ۷۰ هزار نفر را به طور مستقیم و غیر مستقیم آموزش داده است.
فهرست مطالب
Toggleپلی میان آموزش و بازار کار
استادیار، دانشجویان خود را تا رسیدن به بازار کار همراهی خواهد کرد. بهعبارتی ما معتقدیم اگرچه هر فرد متخصصی میتواند وارد بازار کار شود، اما به دلیل تغییرات و دگرگونیهای بازار کار، دسترسی به بهترین موقعیت شغلی متناسب با مهارتهای افراد، کمی مشکل و پیچیده است. ما در همیارآکادمی تلاش داریم با پیوند زدن آموزش به بازار کار، این معضل قدیمی را حل کنیم. آزمونهای تخصصی در پایان دورههای آموزشی همیارآکادمی، راهی است برای ساختن رزومه و تاییدیههای شغلی تا کارآموزان همیارآکادمی با داشتن یک گواهی معتبر بتوانند هم خودشان موقعیتهای بهتری را شناسایی کنند، هم همدورهایها و اساتید همیارآکادمی بتوانند آنها را به شرکتهای مختلف معرفی کنند و هم پلتفرم استعدادیابی همیارآکادمی آنها را به بهترین موقعیت متناسب با سطح کیفی مهارت آنها وصل کند.
مراحل آغاز به کار و رشد
نظرات برخی از دانشجویان
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطر آنچنان که لازم است.لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ.
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطر آنچنان که لازم است.لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ.
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطر آنچنان که لازم است.لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ.
درباره یه همفرکانسی
تمامی اتفاقات زندگی تو، حاصل بازتابِ باورِ توست. در هر شرایطی که هستی خودت انتخاب کردی حضور تو اینجا اتفاقی نیست، تو خواهان تغییر و تحول بوده ای، کائنات هم به درخواست پاسخ داده است.
نوشته های بیشتر از یه همفرکانسی23 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
شمامیگوییدکاریکه منطقیست ازهیچ چیزنترسیدو در دل ترس بروید
وآنکار را انجام دهید.
پس گاهی که بنظر میرسد آن واقعااگرنترسیم بلایی به سرمان میاید
پس در آن لحظات چگونه میشود که ترس منطقیست؟
سلام و عرض ادب لطفا به بخش ترس های مثبت در همین مقاله مراجعه فرمائید
مقاله خیلی خوب و کاملی بود، فقط یه نکته رو اضافه کنم: به نظرم علاوه بر شناخت واکنشهای بدنی، بهترین راه برای غلبه بر ترس اینه که کمکم باهاش روبرو بشی. مثلاً اگه از صحبت تو جمع میترسی، اول جلوی دو سه نفر حرف بزن، بعد کمکم جمع رو بزرگتر کن. اینطوری ذهنت عادت میکنه و ترس کمرنگتر میشه.
واقعاً این مقاله رو خوندم و یاد اولین جلسهای افتادم که باید توی شرکت یه ارائه میدادم. اونقدر استرس داشتم که دقیقاً همون علائمی که توی مقاله گفت رو تجربه کردم: دهانم خشک شده بود، قلبم داشت از سینم میومد بیرون، حتی عرق سرد روی پیشونیم نشسته بود. جالب اینجاست که بعداً فهمیدم همه فکر میکردن خیلی آرومم! ولی حقیقت این بود که ضمیر ناخودآگاهم اونقدر ترسیده بود که بدنم قفل کرده بود. چند بار اول واقعاً افتضاح بود، ولی کمکم فهمیدم که این ترس ساخته ذهن خودمه، نه واقعیت بیرون. دقیقاً مثل حرف اپیکتتوس توی مقاله. وقتی طرز فکرم رو عوض کردم و به خودم گفتم “اشکالی نداره اگه اشتباه کنم”، دیگه اون حالت تدافعی و وحشت از بین رفت. حالا دیگه حتی از ارائه دادن لذت هم میبرم. مقاله خیلی خوبی بود، مخصوصاً این بخش که ترس رو یک احساس طبیعی میدونه و میگه نباید باهاش جنگید، باید بفهمیمش و باهاش کنار بیایم.
مقاله خوبی بود، کاش یه کم هم به راهکارهای عملی تر اشاره میکرد.
مقاله خوبی بود داداش. واقعاً ترس یه چیزیه که خیلیها باهاش دست و پنجه نرم میکنن. من خودم وقتی میخوام تو جمع صحبت کنم یا امتحان دارم، دقیقاً همون علائم رو تجربه میکنم. کاش یه کم بیشتر به این نکته اشاره میکردی که چطور میشه از پس این حالتها بر اومد. مثلاً من یه مدت از تکنیک تنفس عمیق استفاده کردم و خیلی جواب داد. یا اینکه آدم کمکم بره تو موقعیتهایی که میترسه و باهاش روبهرو بشه. اینجوری ذهن شرطی میشه و دیگه اونقدر واکنش شدید نشون نمیده. خلاصه که ممنون از مقالهات، خیلی بهدردم خورد.
مقاله رو خوندم و نکات خوبی داشت، مخصوصاً بخش واکنشهای بدنی که خیلی ملموس توضیح داده بود. ولی یه نکته برام سوال شد: اینکه میگید ترس زاییده نگاه ما به وقایعه، توی تئوری درسته، اما تو عمل خیلی سخته. مثلاً من همیشه از صحبت در جمع میترسم، حتی با اینکه میدونم اون اتفاقی که فکر میکنم نمیافته. کاش یه کم بیشتر به تکنیکهای عملی و قدم به قدم برای غلبه بر ترس پرداخته بودید، نه فقط تعریف و علائم. چون خیلیها مثل من میدونن ترس چیه، ولی نمیدونن دقیقاً باید چیکار کنن که توی لحظه بتونن کنترلش کنن. در کل مقاله مفید بود، ولی اجرای این کار توی شرایط واقعی خیلی چالشبرانگیزتر از چیزیه که توی متن به نظر میرسه.
ممنون از مقاله خوبتون، واقعاً بهم انگیزه داد برای غلبه بر ترسهام.
یادم میاد یه بار سر جلسه دفاع پایاننامم اونقدر ترسیده بودم که دستام عرق سرد کرده بود و قلبم داشت از سینهام بیرون میومد. دقیقاً همون علائمی که توی مقاله گفت، سرگیجه و خشکی دهن و اینا رو داشتم. جالبه که بعداً فهمیدم استاد راهنما اصلاً قصد نداره منو بترسونه و اون همه استرس فقط توی ذهن خودم ساخته شده بود. از وقتی این مقاله رو خوندم، فهمیدم که ترس یه واکنش طبیعیه ولی نباید بذاریم جلوی پیشرفتمون رو بگیره. الان هر وقت میخوام کاری کنم که قبلاً ازش میترسیدم، به خودم میگم این ترس فقط یه تصور ذهنیه و با چند نفس عمیق و مثبت فکر کردن میتونم از پسش بربیام. واقعاً ممنون از این مقاله که کمک کرد ترسم رو مدیریت کنم، مخصوصاً بخش تعریف ترس و اینکه گفت ضمیر ناخودآگاه ما این باورهای محدودکننده رو ساخته خیلی بهم کمک کرد.
مقالهات خوب بود، ولی ای کاش راهکار عملی غلبه بر ترس رو بیشتر توضیح میدادی.
مقاله خوبی بود، اما کاش بیشتر به ریشههای عمیق ترس اشاره میکرد. اینکه بدونیم موقع ترس ضربان قلبمون بالا میره یا دهنمون خشک میشه خوبه، ولی خیلی از ما با اینکه همه این علائم رو میدونیم، بازم سر جلسه امتحان یا موقع حرف زدن جلوی جمع عملاً فلج میشیم و نمیتونیم کاریش کنیم. به نظرم غلبه بر ترس فقط با دونستن این چیزها حل نمیشه و نیاز به تمرین عملی و شاید کار روی باورهای ذهنی داره.
یعنی اگه طرز فکرمون عوض شه، ترس از بین میره؟
سوال: اگه ترس فقط از نگاه ماست، پس لرزش بدن از چیه؟
سلام. مقاله خوبی بود و نکات جالبی داشت، مخصوصاً همون بخش واکنشهای بدنی که خیلی ملموس توضیح داده بود. اما راستش یه چالشی که من باهاش دارم اینه که همهی این علائم رو موقع امتحان یا حرف زدن توی جمع تجربه میکنم، ولی دونستن اینکه اینا طبیعیه یا اینکه ترس زاییده نگاه ماست، عملاً در اون لحظه هیچ دردی رو دوا نمیکنه! مثلاً اگه کسی از تاریکی میترسه، صرفاً گفتن “این ترس ساخته ذهنته” باعث نمیشه راحت توی اتاق تاریک بره. بهتر بود مقاله بیشتر روی تکنیکهای عملی تمرکز میکرد، مثل اینکه چطور قدمبهقدم خودمون رو در معرض ترس قرار بدیم یا چه تمرینهای تنفسی میتونه جلوی افزایش ضربان قلب رو بگیره. چون من خودم هر چی سعی میکنم مثلاً با خودم بگم این فقط ذهنمه، بازم همون حالت تهوع و لرزش سراغم میاد. در کل مطلب مفیدی بود ولی کاش به بخش “چگونگی عملی غلبه بر ترس” بیشتر از تعریف ترس پرداخته میشد.
خیلی عالی بود، کاش یه بخش هم درباره تأثیر مدیتیشن روی ترس میگذاشتین.
کاملاً درسته، مخصوصاً اون بخش واکنشهای بدنی که خیلی ملموس توضیح داده شده. یه پیشنهاد دارم: کاش یه چند تا تکنیک عملی هم برای مواقعی که دقیقاً همون لحظه ترس بهمون حمله میکنه اضافه میکردید، مثلاً تمرین تنفس یا یه مثال واقعی از غلبه بر ترس صحبت در جمع.
مقاله خوبی بود، مخصوصاً بخش واکنشهای بدنی موقع ترس رو خیلی دقیق توضیح داده بود. ولی راستش یه نکتهای برام سوال شد؛ اینکه آخرش میگه ترس زاییده نگاه ما به وقایعه، خب اینو قبول دارم، ولی کاش یه کم بیشتر درمورد راهکار عملی غلبه بر ترس صحبت میکرد. یعنی فقط دونستن اینکه بدنمون چه واکنشی نشون میده کمک چندانی به ما نمیکنه. مثلاً من خودم همیشه سر جلسه امتحان یا وقتی باید جلوی جمع حرف بزنم، دقیقاً همون علائمی که گفتید رو تجربه میکنم، دلم هری میریزه و دهنم خشک میشه. ولی اینکه بدونم این واکنش طبیعیه، باعث نمیشه ترسم از بین بره. ای کاش به این میپرداخت که مثلاً چطور میشه با وجود همین ترس و لرزش، بازهم قدم برداشت و کار رو انجام داد. چون به نظرم خیلی از ماها ترسمون رو میشناسیم، مشکل اینه که نمیدونیم با وجود ترس چطور عمل کنیم.
کاش یه بخش هم در مورد ترس از قضاوت شدن و راهکار عملی براش میذاشتین.
تجسم نتیجه با اینهمه مشغله واقعا جواب میده؟
اون تیکه مربی که یهو طرفو پرت میکنه تو آب خیلی باحال بود واقعا هم همینه تا خودتو نندازی وسط ترس مغزت هزار تا بهونه میاره
من خودم پشت کنکوری ام و اون تیکه که گفتین بزار یه وقت دیگه با دوستم میرم انجام میدم دقیقا حرف هر روز منه
ولی بنظرم اینجوری نیست که فقط بهونه نیاری ترس بریزه من یه بار سعی کردم همینجوری خودمو بندازم وسط ترسم ولی انقدر استرسم بیشتر شد که کلا بیخیال شدم
نمیدونم شاید من بد اجرا کردم ولی حس میکنم این حرفا رو کاغذ راحته تو عمل وقتی از صبح تا شب خسته و تحت فشاری اصلا جواب نمیده؟
مثال پدال گاز و ترمز خیلی جالب بود دقیقا حس میکنم دارم همزمان جفتشو فشار میدم. واقعا کسی تونسته یهویی پاشو از رو ترمز برداره ببینه ماشین میره یا نه؟
میگین اول باید ترسامونو شناسایی کنیم خب رو کاغذ خیلی منطقیه ولی وقتی میخوای واقعا انجامش بدی یه چیزی جلوتو میگیره من خودم چند هفته هی نوشتم و خط زدم اصلا فکر میکردم فایده نداره
اخرش یه چیزی که بهم جواب داد این بود روزی فقط یه دونه ترس کوچیکو مینویسم تو یادداشت گوشیم مثلا همین زنگ زدن به یه نفر و فرداش مجبورش میکنم انجامش بدم 😅
همین قدم کوچیکا کم کم باعث شد یکم اعتماد بنفسم بیاد بالا و ترسا دیگه اونقدر غول به نظر نیان